دلم خیلی گرفته این وبلاگم رو هم به دلیل مشکلاتی که برای کامپیوترم پیش اومده نمیتونم هر روز آپ کنم....رفتم یه جایی برای کار عکسمو هم گرفتن حالا هنوز بهم زنگ نزدن  هیچی دیگه منتظرم  زنگ بزنن.....اوف خیلی دلم گرفته خیلی خیلی......درساهم مونده حوصله ندارم بخونمشون...سرماهم خوردم....دوستمم 4 ماهی هست که از شوهرش طلاق گرفته دیرور اومده بود خونمون کلی خندیدیم....البته شوهرش مریض بوده الکی سر چیزای کوچیک زنشو میزده هنوزم بدنش کوفته بود نمیتونست درست بشینه وتکیه بده....اونم دوباره شروع کرده بره دانشگاه آخه شوهرش قبلا مجبورش کرده بود نره دانشگاه....البته دوستم یه ذره خالی بند هم هست شاید زیاد اغراق بکنه.....تولدمم نزدیکه....دیگه هیچی نمونده که بگم البته حرف که خیلی هست ولی وقت کمه.....