ادمک
آدمگ مرگ همینجاست بخند .
دست خطی که تورو عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی .
کل دنیا سراب است بخند ..
آن خدایی که بزرگش خواندی ..
به خدا مثل تو تنهاست بخند ..
الان که دارم مینویسم حالم یه ذره بهتره ...راستش رو بخواین امروز ماهی قرمز کوچولوم که چهارسال بود داشتمش به دست یه بنده خدای کوچولویی مرد.....خیلی ناراحت شدم وقتی فهمیدم خیلی......... راستش این ماهی دیگه جزئی از وجود من شده بود خیلی خیلی دوستش داشتم جلوی خودمو گرفتمو نذاشتم اشکم روی گونه هام جاری بشه....فرض کنید یه موجودی رو چهار سال مثل جونتون ازش مراقبت کنین وقتی میرین مسافرت وازش دور میشین نگرانش باشین ووقتی تلویزیون میبینید یا درس میخونید لحظه هاتون رو درکنار اون سپری کنید تو سرما نزارین سردش بشه وتو گرما نزارین گرمش بشه اینکه چوری اینکارارو میکردم بماند.....بعد یه دفعه بفهمید که بخاطر شیطنت یه بچه میمیره....اون بچه خواهر زادمه یه دفعه دیگه هم یه ماهی رو اونقدر فشار داده بود که مرده بود......هنوزم ناراحتم هنوزم مرگ ماهیمو نمیتونم باور کنم وهنوزم دوستش دارم....دوست دارم گریه کنم تا شاید خالی بشم تا شاید ........ ولی اگه گریه کنم همه سرزنشم میکنن خصوصا مادرم شایدم مسخرم کننو بگن طرف چرا اینکارارو میکنه به خاطر یه ماهی........نمیدونم نمیدونم چی بگم فط پراز یه حس گنگم ...حسی که یک دفعه قبلا هم حسش کرده بودم شنبه هم تولدمه........
برام دعا کنید
) هی جزوه از من میخواست و هی اس ام اس پشت اس ام اس و سوال و بهمان وبیسار
!منم از روی ادب به چند تا از ای ام اس هاش جواب دادم
حالا آقا اس ام اس دادن که برای لباس پاییزه حواستون باشه لباستون جیب اندازهء دست دو نفر داشته باشه که این دفعه عاشق شدید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
منم تا اینو دیدم گفتم جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
ای بابا دو دفعه به روی هر کی میخندی پر رو میشه!!!!!!!!!!!

هرچی من تو این فازا نیستم اینا از این اسم اس های عاشقانه میدن................
این روزا پرام از دلتنگی
....نمیدونم مگه من بچه
ام؟
آقا به مامانم میگم میخوام برم سینما فلان روز
میگه نه!
میگم چرا؟
میگه خطر
ناکه! تو جامعه گرگ زیاد هست!
نمیدونم به من اعتماد نداره یا فکر میکنه هنوز بچه
ام!
میگم مادر من من دیگهnسالمه!
چرا نمیزاری برم میگه خب اگه
میخوای بری برو
ولی یه جوری میگه که ترجیح میدم اصلا نرم!من تا6شب کلاس دارم 9شب
میرسم خونه!اون موقع هیچی نیست .
ولی الان نه!بابا هم رفته مسافرت باید به حرفای
مامی گوش کنم دیگه!
(البته میتونم گوش نکنم ولی خب من دخمل خوبی هستم
)!همین کارا رو
میکنن شیطونه میگه کلاسو بپیچون ![]()
برو سینما یا تئاتر یا نمیدونم هر کوفت دیگه ای!بابا
من تا الان دوست پسر نداشتم و همه کیسها
!!!
رو رد کردم(شش تا بیشتر نبوده دو تا هم تازه اومدن به جز اون شش تا که هنوز جوابی ندادم بهشون)
از الان به بعدم نخواهم داشت اگرم یه روزی یکی از خواستگارها رو تا حدی
قبول کردم که خواستم باهاش برم بیرون عقل سلیم دارم میفهمم!
من نمیدونم مگه خودتون
جوون نبودین
!یه کاری میکنن هیچی رو بهشون نگی!
ای بابا ای بابا................

دلم خیلی گرفته این وبلاگم رو هم به دلیل مشکلاتی که برای کامپیوترم پیش اومده نمیتونم هر روز آپ کنم....رفتم یه جایی برای کار عکسمو هم گرفتن حالا هنوز بهم زنگ نزدن هیچی دیگه منتظرم زنگ بزنن.....اوف خیلی دلم گرفته خیلی خیلی......درساهم مونده حوصله ندارم بخونمشون...سرماهم خوردم....دوستمم 4 ماهی هست که از شوهرش طلاق گرفته دیرور اومده بود خونمون کلی خندیدیم....البته شوهرش مریض بوده الکی سر چیزای کوچیک زنشو میزده هنوزم بدنش کوفته بود نمیتونست درست بشینه وتکیه بده....اونم دوباره شروع کرده بره دانشگاه آخه شوهرش قبلا مجبورش کرده بود نره دانشگاه....البته دوستم یه ذره خالی بند هم هست شاید زیاد اغراق بکنه.....تولدمم نزدیکه....دیگه هیچی نمونده که بگم البته حرف که خیلی هست ولی وقت کمه.....


