ادمک

آدمک آخر دنیاست بخند ..
آدمگ مرگ همینجاست بخند .
دست خطی که تورو عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی .
کل دنیا سراب است بخند ..
آن خدایی که بزرگش خواندی ..
به خدا مثل تو تنهاست بخند ..

پشت دیوار کارخانه

پشت دیوار کارخانه
باید
چاپخانه ای باشد
که چند ده کارگرش
کفش و لباس کودکانه
به تن دارند.
از نیمه شب
که سرکارگر رضایت بدهد
و تنه ی غول پیکر
دستگاه چاپ برای ساعتی
به خواب برود
عصای کهنه ی
کارگران
دیگر به جالباسی رختکن جا خوش نمیکند

ماهی

الان که دارم مینویسم حالم یه ذره بهتره ...راستش رو بخواین امروز ماهی قرمز کوچولوم که چهارسال بود داشتمش  به دست یه بنده خدای کوچولویی مرد.....خیلی ناراحت شدم وقتی فهمیدم خیلی......... راستش این ماهی دیگه جزئی از وجود من شده بود خیلی خیلی دوستش داشتم جلوی خودمو گرفتمو نذاشتم اشکم روی گونه هام جاری بشه....فرض کنید یه موجودی رو چهار سال مثل جونتون ازش مراقبت کنین وقتی میرین مسافرت وازش دور میشین نگرانش باشین ووقتی تلویزیون میبینید یا درس میخونید لحظه هاتون رو درکنار اون سپری کنید  تو سرما نزارین سردش بشه وتو گرما نزارین گرمش بشه اینکه چوری اینکارارو میکردم بماند.....بعد یه دفعه بفهمید که بخاطر شیطنت یه بچه میمیره....اون بچه خواهر زادمه یه دفعه دیگه هم یه ماهی رو اونقدر فشار داده بود که مرده بود......هنوزم ناراحتم هنوزم مرگ ماهیمو نمیتونم باور کنم وهنوزم دوستش دارم....دوست دارم گریه کنم تا شاید خالی بشم تا شاید ........  ولی اگه گریه کنم همه سرزنشم میکنن  خصوصا مادرم شایدم مسخرم کننو بگن طرف چرا اینکارارو میکنه به خاطر یه ماهی........نمیدونم نمیدونم چی بگم فط پراز یه حس گنگم ...حسی که یک دفعه قبلا هم حسش کرده بودم شنبه هم تولدمه........

برام دعا کنید

نامه عذرخواهی نصرتی ورضایی

نامه عذرخواهی نصرتی:
ارم نیوز : محمد نصرتی مدافع تیم فوتبال پرسپولیس همزمان با عید قربان، با ارسال نامه‌ای از مردم و جامعه فوتبال تقاضا کرد که او را مورد بخشش خود قرار دهند. متن این نامه به این شرح است:

به نام خداوند بخشنده مهربان
با سلام و تبریک عید سعید قربان به مردم شریف ایران

از اینکه می‌بینم متعاقب یک دهه تلاش و فعالیت صادقانه در فوتبال کشور همراه دیگر اعضای جامعه فوتبالی بر اثر یک اتفاق، که هیچ گونه پیش‌زمینه و قصد قبلی در آن نبود و صرفا بر اثر حرکت غیر ارادی صورت پذیرفته است موجبات کدورت و ناراحتی شما را فراهم نمو‌ده‌ام از همه شما پوزش خواسته و به امید بزرگواری شما و به پاس سابقه بی‌حاشیه در این سال‌های فعالیت ورزشی درخواست دارم اینجانب را مورد لطف و بخشش قرار دهید تا بتوانم همانند گذشته در کنارتان برای تعالی و شکوفایی فوتبال کشورم کوشش مضاعف نموده و سعی نمایم همچون گذشته همان گونه باشم که از یک بازیکن ملی‌پوش انتظار می‌رود.

خدایی که بیناترین و شنواترین است می‌داند رفتاری که من مرتکب شدم آگاهانه و ارادی نبوده است. وضعیت 5 ماه اخیر تیم ما را ببینید و فشارهای روانی حاکم بر ذهن‌مان را. در این شرایط گل زدن و بردن برای ما فراتر از یک اتفاق معمولی است و موجب بی‌اختیاری ذهنی و رفتاری شده و شوک روانی را پدید آورده است. اما این هم موجب نمی‌شود تا شرمساری خویش را از مدیران باشگاه، پیشکسوتان، طرفداران فرهیخته پرسپولیس و جامعه فوتبال به خاطر وقوع این حرکت غیر ارادی اعلام نکنم.

همچنین از اینکه ترویج دهندگان منکر صورت پذیرفته از این اتفاق به عنوان حربه‌ای علیه فرهنگ کشورم یا فوتبال و بازیکنان آن سوء استفاده کردند، اظهار تاسف می‌نمایم و در نهایت در روز عید سعید قربان از محضر خداوند بزرگ، طلب استمداد می‌کنم.
با تشکر



شیث رضایی در نامه‌ای ضمن عذرخواهی از جامعه فوتبال، مردم و مسئولان خواهان بخشش شده است.

به گزارش فارس، شیث رضایی مدافع اخراجی تیم فوتبال پرسپولیس از حرکتی که پس از گلزنی در دیدار با داماش گیلان انجام داده عذرخواهی کرده و خواهان این شده که مردم و مسئولان او را ببخشند.

متن نامه رضایی به شرح زیر است:

"می‌خواستم از ملت ایران، مسئولین باشگاه پرسپولیس، فدراسیون فوتبال، کمیته اخلاقی، کمیته انضباطی از رسانه‌های گروهی و از تمام فوتبال دوستان صمیمانه عذرخواهی می‌کنم. تقاضای من این است که من را ببخشید.
 
هرگز نمی‌خواستیم که افکار عمومی را جریحه‌دار کنیم. ممکن است شوخی‌های ما به دلیل بی‌مبالاتی در دید افکار عمومی قرار گرفته و باعث آزردگی خاطر مردم شده باشد ولی این سوء رفتار ما به دلیل بی‌احترامی به هنجارهای جامعه و بی‌احترامی به مردم نبوده است. می‌پذیرم به دلیل هیجان ناشی از گل رفتاری مرتکب شدیم که خودمان از بازتاب آن بی‌اطلاع بودیم.

شما شاهد بودید که در صحنه اول تقصیری نداشتم و شروع کننده نبودم. در مورد دوم نیز هرچند چیزی از شوخی‌های من قابل رؤیت نیست اما می‌پذیرم که به دلیل پخش زنده لازم بود هنجارهای اجتماعی را رعایت می‌کردیم ولی بی‌مبالاتی کردیم و حالا پشیمانم.

ما فرزند شما هستیم هرحکمی که بدهند می‌پذیرم. اگر محرومیت من می‌تواند اسباب التیام گردد آن را می‌پذیرم اما تکرار می‌کنم قصد بی‌احترامی به کسی را نداشتیم و مردم و مسئولین هر تصمیمی بگیرند می‌پذیرم. از خداوند می‌خواهم که ذهن مردم را نسبت به رفتار ما به سمت عطوفت رهنمون نماید."

رو که نیست!

یکی از پسرای دانشگامون بود(چندیدن مورد بودن این تازه ترینشه) هی جزوه از من میخواست و هی اس ام اس پشت اس ام اس و سوال و بهمان وبیسار!منم از روی ادب به چند تا از ای ام اس هاش جواب دادمحالا آقا اس ام اس دادن که برای لباس پاییزه حواستون باشه لباستون جیب اندازهء دست دو نفر

داشته باشه که این دفعه عاشق شدید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!منم تا اینو دیدم گفتم جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ای بابا دو دفعه به روی هر کی میخندی پر رو میشه!!!!!!!!!!!


هرچی من تو این فازا نیستم اینا از این اسم اس های عاشقانه میدن................

دختر ونوه ناصرالدین شاه

من بچه ام؟

این روزا پرام از دلتنگی....نمیدونم مگه من بچه ام؟ آقا به مامانم میگم میخوام برم سینما فلان روز میگه نه! میگم چرا؟میگه خطر ناکه! تو جامعه گرگ زیاد هست!نمیدونم به من اعتماد نداره یا فکر میکنه هنوز بچه ام!میگم مادر من من دیگهnسالمه!چرا نمیزاری برم میگه خب اگه میخوای بری برو ولی یه جوری میگه که ترجیح میدم اصلا نرم!من تا6شب کلاس دارم 9شب میرسم خونه!اون موقع هیچی نیست .ولی الان نه!بابا هم رفته مسافرت باید به حرفای مامی گوش کنم دیگه!(البته میتونم گوش نکنم ولی خب من دخمل خوبی هستم)!همین کارا رو میکنن شیطونه میگه کلاسو بپیچون whistlingwhistlingبرو سینما یا تئاتر یا نمیدونم هر کوفت دیگه ای!بابا من تا الان دوست پسر نداشتم  و همه کیسها !!!رو رد کردم(شش تا بیشتر نبوده دو تا هم تازه اومدن به جز اون شش تا که هنوز جوابی ندادم بهشون) از الان به بعدم نخواهم داشت اگرم یه روزی یکی از خواستگارها رو تا حدی قبول کردم که خواستم باهاش برم بیرون عقل سلیم دارم میفهمم! من نمیدونم مگه خودتون جوون نبودین!یه کاری میکنن هیچی رو بهشون نگی! ای بابا ای بابا................

پروین: شیث و نصرتی را دار بزنید تا راحت شوید !!!!!!!!!



مدیر تیم فوتبال پرسپولیس با نامناسب دانستن رفتار دو بازیکن پرسپولیس گفت:« نباید با رضایی و نصرتی به گونه‌ای برخورد کرد که آنها به سرنوشت علی اکبریان دچار شوند.»

به گزارش انتخاب به نقل از فارس؛ علی پروین پس از چند روز سکوت، در گفت‌وگویی تفصیلی درباره اتفاقات رخ داده در باشگاه پرسپولیس حرف زد و گفت:«ابتدا باید پیروزی مقابل داماش را به تمام بازیکنان و کادر فنی پرسپولیس تبریک بگویم. یک نفس راحتی کشیدیم. قرار نیست من همیشه صحبت کنم اما مطمئن باشید هر وقت که لازم بود حرف‌های خودم را می‌زنم. فعلا هم در حال پیگیری برخی امور باشگاه هستم. درباره حرکت شیث رضایی و محمد نصرتی همه چیز را می‌دانم، اما باید حرف هایی را بزنم و بهتر است همه قشنگ آن را گوش کنند چون به نظر من برخی اتفاقات بد در فوتبال ما در حال رخ دادن است.»

او این را گفت و ادامه داد:«من برمی‌گردم به چند وقت قبل موقعی که همین آقای نصرتی به بحرین گل زد و به جام جهانی رفتیم. مردم همه خوشحال بودند و به کوچه و خیابان ریختند، جشن گرفتند شادمانی کردند. پرچم ایران را در دستان خود در سراسر دنیا قرار دادند. کار کوچکی بود؟اما آقایان با این بچه‌ها چطور دارند برخورد می‌کنند؟ یک نفر بود بعد از دو سه ماه بیاید بگوید آقای نصرتی دستت درد نکند که آن گل را به بحرین زدی. هیچکس فکر این بچه دیگر نبود اما حالا که اتفاقی افتاده که هیچکس آن را تأیید نمی‌کند چه بلایی می‌خواهیم سر این دو جوان بیاوریم.»

پروین با بیان اینکه به هیچ عنوان از این قضیه حمایت نمی کند حرف هایش را این طور ادامه می دهد:« من همه دنیا این کار را محکوم می‌کنم. کار خوبی نبود اما چرا این مسئله را ریشه‌یابی نمی‌کنید؟ این دو بازیکن جوان هستند و با استرس بالا در این فشاری که الان روی پرسپولیس است مقابل داماش قرار گرفتند. بعد از گل هم ذوق و شوق داشتند و می‌خواستند شادی کنند و این اتفاق افتاد. باز هم می‌گویم کار خوبی نبود، نیست و نخواهد بود اما ما دنبال چه کاری هستیم؟ آقایان پس از این اتفاق به جای اینکه دست این دو بچه را بگیرند و با آنها صحبت کنند به آنها اعلام می‌کنند که تا آخر عمر محروم هستند. قضاوت‌های ناعادلانه می‌کند و به هر طریقی به دنبال حرف زدن و نابود کردن این دو بچه هستند. اصلا بیایید یکدفعه این دو بچه را دار بزنید خیالتان راحت شود. مثل اینکه موضوع علی اکبریان را فراموش کرده‌ایم که چه بلایی سر این بچه ‌آمد. دوست دارید شیث و نصرتی هم الان به سرنوشت اکبریان دچار شوند؟»

وقتی از پروین می پرسیم که چه راهکاری را در این زمینه پیشنهاد می کنید او می گوید:« ول کنید. نباید این بچه‌ها را خراب کنیم. شیث رضایی دو، سه ماه است سرش به کار خودش است و حتی مصاحبه هم نمی‌کند تا به پرسپولیس خدمت کند اما پس از این اتفاق که باز هم می‌گویم کار خوبی نبود آقای عزیز محمدی و علیپور و برخی از مسئولان فدراسیون فوتبال هرکسی یک نظری می‌دهد. می‌گویند این دو بچه را یک سال محروم کنید یا اصلا از فوتبال کنار بگذارید. صبر کنید. چه خبر است؟ کجا می‌روید و به دنبال چه هستید؟

من این حرف را می‌گویم بارک الله به غلامحسین پیروانی. یک نفر بود در برنامه شب گذشته این پسره (فردوسی‌پور) حرف زیبایی زد. نباید کاری کنیم که شیث رضایی و نصرتی به سرنوشت علی اکبریان دچار شوند. نباید کاری کنیم تا جوانان ما به بیراهه برود.»

پروین حرف هایش را اینطور ادامه می دهد:« این کار را دوباره محکوم می‌کنم اما وقتی یک قتل به وجود می‌آید پدر و مادر فردی که به قتل رسیده با خصلت ایرانی خود می‌آید و رضایت می‌دهد و همه چیز را به خاطر یک جوان و اعتقاد خود به خدا می‌بخشد اما ما این دو جوان را دو روز است زیر گیوتین گذاشتیم. این خوب است؟ باشگاه پرسپولیس هنوز 48 ساعت نشده تشکیل جلسه داد و رأی خود را ابلاغ کرد، پس خود مسئولان باشگاه دست به کار شدند و بیکار نبودند اما من این را از شما می‌پرسم که باید مسئولان دیگر این طور این بچه‌ها را بزنند؟ علی اکبریان فوتبالیست کوچکی نبود اما وقتی بچه‌اش به دنیا آمد او را ندید. الان خانواده اکبریان در گوشه‌ای از تهران گیر 100 تومان پول است؛ در جایی که هیچکس فکرش را نمی‌کرد که یک روز آنجا منزل اکبریان باشد. آیا یک نفر معرفت دارد الان برود کف دست این بچه یک چیزی را بگذارد؟ قطعا خیر. پس ما کاری داریم می‌کنیم که اصلا خوب نیست.به خدا وقتی علی اکبریان از زندان زنگ می‌زند از خودم بیخود می‌شوم. وقتی می‌گوید خانواده من گیر 50 تومان است و نان شب ندارد بخورد نمی‌دانم چه کاری انجام دهم. پس باید دست این دوبچه را گرفت و با وجود اینکه آنها را محکوم کرد اما کاری نکرد که به سرنوشت‌ بد کشدیده شوند. خیلی از این علی‌اکبریان‌ها داریم که در گوشه‌های ایران هستند و ما هیچ کاری برای آنها نکردیم.»
 

پروین اما مخالف محروم کردن این دو بازیکن است.او می گوید:«الان محروم کنید و بگذارید بروند دنبال کارهای ناپسند؛ این آقایان این اتفاق را دوست دارند. بگذارید مثل علی اکبریان گوشه زندان بروند. اکبریان بازیکنی بود که در استقلال و پرسپولیس همه دوستش داشتند. به زیبایی او حسرت می‌خوردند اما الان گیر 50تومان پول است. من از شما می‌پرسم کسی هست دست این بچه را بگیرد؟ حالا می‌خواهید سر شیث و نصرتی که بزرگترین اشتباه زندگی خود را کرده‌اند همان بلا را بیاورید؟»

پروین نظرش را هم در مورد رفتن استیلی و آمدن مربی خارجی اعلام می کند:«در این باره فعلا حرفی نمی‌زنم. یکسری جلسات در حال برگزاری است و هر موقع به نتیجه رسیدیم حرف‌هایم را می‌زنم.»

وقتی از پروین می پرسیم می‌گویند شما باعث شدید خوردبین را اخراج کنند او می گوید:«ولمان کنید بابا، این چه حرفی است؟ ما این کاره نیستیم. من محمود را دوست دارم. باید ببینیم چه اتفاقی پیش می‌آید. لطفا شما به نوشته های برخی آقایان توجه نکنید. خوردبین یک پرسپولیسی است و من به او علاقه دارم.»

اما حرف های مدیر تیم های پرسپولیس.آنجا که او در مورد عابدزاده و باقری حرف می زند:«قرار است در جلسه‌ای با مسئولان باشگاه شرکت کنند و تکلیف همه چیز مشخص شود اما به شما بگویم حمید استیلی در جریان تمام این اتفاقات است و هیچ چیز دور از چشم او اتفاق نیفتاده است. بالاخره این دو نفر هم از بزرگان باشگاه هستند و اگر قرار است بیایند می‌خواهند به پرسپولیس کمک کنند.»

دلم گرفته

دلم خیلی گرفته این وبلاگم رو هم به دلیل مشکلاتی که برای کامپیوترم پیش اومده نمیتونم هر روز آپ کنم....رفتم یه جایی برای کار عکسمو هم گرفتن حالا هنوز بهم زنگ نزدن  هیچی دیگه منتظرم  زنگ بزنن.....اوف خیلی دلم گرفته خیلی خیلی......درساهم مونده حوصله ندارم بخونمشون...سرماهم خوردم....دوستمم 4 ماهی هست که از شوهرش طلاق گرفته دیرور اومده بود خونمون کلی خندیدیم....البته شوهرش مریض بوده الکی سر چیزای کوچیک زنشو میزده هنوزم بدنش کوفته بود نمیتونست درست بشینه وتکیه بده....اونم دوباره شروع کرده بره دانشگاه آخه شوهرش قبلا مجبورش کرده بود نره دانشگاه....البته دوستم یه ذره خالی بند هم هست شاید زیاد اغراق بکنه.....تولدمم نزدیکه....دیگه هیچی نمونده که بگم البته حرف که خیلی هست ولی وقت کمه.....

کاریکاتور صحنه های غیر اخلاقی در فوتبال

http://www.alborznews.net/files/fa/news/1390/8/9/34281_332.jpg

چگونه یک نفر با سه کلاس سواد، چیزی شبیه شیث رضایی می شود؟


یکی از خوانندگان "انتخاب" با ارسال متنی آورده است:

وقتی بازیکنی که منتهای آرزویش، دیدن برج میلاد و خیابان آزادی یا نشستن در پژوی 405 است، اما مجبور است روزانه سوار بر پیکان گوجه ای پسرعمویش شود...

وقتی اوج آرزویش، هک کردن جمله ی "سلطان دنیا، مادر" بر روی بدنش است....


وقتی آرزوی او به تماشا نشستن خانه های ویلایی زیبا است؟ ....

وقتی منتهای آرزوی او این است که ماهیانه به صورت مستمر (اگر از محل کارش بیرون نیاندازنش) 300 هزار تومان پول بگیرد تا آخر هفته برود سر فلان رودخانه و قلیانی چاق کند....

وقتی که عقده اش دارد می ترکد که چرا دختری، او را برای دوستی و ازدواج نمی پذیرد؟.....

...............

ناگه این فرد، یک سال بعد، BMW سوار می شود!

منزلش در فلان منطقه زعفرانیه است....


هی به جاهای خوب خوب دعوت می شود...

سالیانه فقط از باشگاهش، 700 میلیون می گیرد و اگر 5 میلیون پولش را ندهند، ناز می کند و قهر می کند و می رود...

وقتی با انبوه روزنامه هایی مواجه می شود که عکس تمام رنگی اش را در صفحه نخست منتشر کرده اند


وقتی هر جا می رود، هزار نفر دورش جمع می شود!

وقتی دخترکان مختلف، خواستار ازدواج با او هستند!

صبر کنید! من فقط سه کلاس سواد دارم، با این همه محبت!! فکر نمی کنید، بهتر از شیث رضایی از آب درنمی آیم؟!! شاید اگر من، به جا ی حضور در فوتبال، استعدادهای نهفته ام (!) کشف نمی شد، الان در خیابان های پرسه می زدم و احتمالاً در یکی از روزهای پرسه زدنم، قاتل یکی از داداشی های مملکتم می شدم!

صبر کنید آقایان! بیش از این به من و امثال من پرو بال ندهید! باور کنید، من بی تقصیرم! من اشتباهی ام!

آقایان مسئول! تا کی باید بودجه های هنگفت، صرف افرادی شود که از اساس با واژه ی "ادب" و "اخلاق" بیگانه اند! باور کنید این موارد، جزء ساده ترین خواسته های یک ملت است: ترا به خدا خدا مسئولان فکری کنند و بیش از این پول مملکت را در حلقوم این جماعت نادان تازه به دوران رسیده، پرت نکنند!

بالاغیرتاً آقایان مسئول! بیایید این پول ها را صرف این همه جوانی کنید که در اوج استعداد، کنج خانه نشسته اند و یا مجبورند با حقوق های اندک کارمندی، فعالیتی کنند که نه تخصص شان است و نه به آن علاقه دارند!


چو گدا معتبر شود ز خدا بی خبر شود

با تشکر از سایت انتخاب و بینندگان محترم آن

م/ ع